الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
34
كفاية الأصول ( فارسى )
حاصل مطلب اينكه : 1 - ثبوت واقعى سنت از عوارض نمىباشد . 2 - ثبوت تعبدى نيز اگرچه از عوارض است و لكن از عوارض سنت نبوده بلكه عارض بر خبر حاكى از سنت است . * با ذكر مثال تبيين كنيد كه چرا بايد ثبوت تعبّدى مراد باشد و نه ثبوت واقعى ؟ فى المثل : وقتى زراره مىگويد : قال الامام عليه السّلام كذا و كذا ، قول زراره علت ايجادى قول امام در خارج نيست ، بلكه حاكى و كاشف از قول امام است ، و حال آنكه اشكال اينست كه : آيا ثبوت تعبدى از عوارض سنت به معناى خاص كلمه است و يا از عوارض خبر واحد و سنت حاكيه ؟ خواهيد گفت : قطعا از عوارض سنت حقيقى نيست ، زيرا كه حجت سنت واقعى ربطى به اصول ندارد ، بلكه در علم كلام است كه ثابت مىشود ، كلام معصوم و يا خبر واحد حجت است . به عبارت ديگر در علم كلام ( و در مبحث حجيت خبر واحد در اصول ) از اين معنا سخن به ميان مىآيد كه آيا فرمودهء حضرت امام عليه السّلام به وسيله خبر زراره ثابت مىشود يا نه ؟ حال : پس از اثبات حجيت خبر واحد ، ثابت مىشود كه مىتوان از طريق خبر عادل به فرمودهء امام عليه السّلام آگاهى يافت . به عبارت ديگر : تعبدا قول امام عليه السّلام ثابت مىشود . * معناى ثبوت تعبّدى كلام امام عليه السّلام چيست ؟ اينست كه فى المثل : 1 - بايد برطبق خبر زراره عمل شود . 2 - لزوم عمل به خبر زراره ، از عوارض خبر زراره است و از عوارض فرمودهء امام عليه السّلام . * حاصل بحث چيست ؟ اينست كه : اشكال جناب آخوند كه خارج ماندن دو مسألهء مهم ، يعنى : خبر واحد و تعادل و تراجيح از مسائل اصولى است . * مراد از « و بالجملة : الثبوت الواقعى ليس من العوارض و التعبدى و ان كان . . . » چيست ؟ اينست كه :